آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

294.این چند روز!

1392/11/25 23:20
نویسنده : مامان آرام
246 بازدید
اشتراک گذاری

دوشنبه ی پیش طی عملیاتی انتحاری مبلهامون رو دادم برای تعویض رویه ... شبش هم با وجود برفی که میومد رفتیم و براش پارچه خریدیم اونم با جدیت!!! 

پنجشنبه خاله آیناز رو دیدیم و لباسهای خوشگلت رو ازش گرفتیم ممنون خاله جونی دوباره :*

جمعه میخواستیم بریم خونه ی مامانبزرگه و در راستای خونه تکونی قلبم رفتیم با مرضیه اینا رفتیم و تصمیم گرفتم دیگه زیاد صمیمی نشم ولی باشن ! همینجوری باشن دیگه! و خوب هم بود :) بچه م عمه میخواد خوب! شام هم خونه ی عمو مجید بودیم و عمو مهدی هم اومد ...

شنبه شب تو رو خوابوندم رفتم تو اتاق ... بابا مرتضی شومینه رو خاموش کرد و یهویی صدایی بس وحشتناک اومد ... یکی از سنگهای شومینه افتاد و خرد شد ! البته صدای وحشتناک بخاطر سینی قلمکار مامانجون بود که من گذاشتم جلوی شومینه و کلا تو از صداش میترسی و بهش دست نمیزنی :)) با اونهمه صدا ولی تو از خواب پانشدی :))

خلاصه یکشنبه با مامانی و بابایی رفتیم شوش و سنگ شومینه خریدیم بسیار شادان برگشتیم خونه ... بعد که زنگ زدیم به نصاب بیاد گفت طبقه ی چندمین؟؟؟ گفتیم مگه مهمه؟؟؟ گفت آره طبقه ی بالا باشین از پشت شومینه لوله زیاد رد شده باید سنگ بزرگ بگیرین ... سنگ بزرگ هم یعنی نصف خونه پر میشه خوب! اومد دید و گفت تخریب کامل میخواد منم که اصلا حوصله ی بنایی ندارم گفتم نمیخوام همون قبلی رو درست میکنیم ... شب هم مبلهامون رو آوردن و بسیار راضیم ازشون :) بعدشم 3شنبه تعطیل بود و 4شنبه رفتیم پسش دادیم ... 

5شنبه هم مرضیه زنگ زد و گفت شام میان اینجا ... بعد از شام هم رفتیم خونه ی خاله نسیم و امروز هم سنگ پایین شومینه رو زدیم و رفتیم یه منقل واسه توی شومینه هم خریدیم ... چه توضیحات مفصلی :))

اینم از این روزای ما :) تو هم که شیطون شدی اساسی ... دم لاکی رو میکشی و برات راه میره تو خونه ... خوب تا همین چند روز پیش دستت قدرت کشیدنش رو نداشت قربونت برم :* زیپ باز میکنی مث گولههههه :)) من تمیز میکنم تو با جدیت با پاستلهات میای و رنگ میکنی :)) الان هم رفتی کمد اتاقت رو برام تخلیه کردی و بعدشم اومدی با جدیت پیچ سر شیشه شیرت و باز کردی و همه ی شیرها رو ریختی رو تشکت :( باباتم با شادی میگه اااا امروز صبح پیچوندن رو یادش دادم :))

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

هانی
26 بهمن 92 0:05
به به چه روز های پرباری...همیشه شاد و خندون باشید..تنوع و نویی تو خونه خیلی خوبه حتی اگه سنگ شومینه باشه... فسقلی حسابی شیطون شدیا..دلم برات یه ذره شده. خوشگل خانوم
مامان آرام
پاسخ
مرسی خاله ما هم دلمون برای شما و فسقلفسقل تنگ شده خوووو
فرناز
26 بهمن 92 22:06
چه شادم شده بابای آمیتیس
مامان آرام
پاسخ
خخخخ
مامان سهند و پرند
27 بهمن 92 0:51
به به رویه مبل مبارک باشه.پس عید زود اومد خونتون میگم قبول داری باباها کلا شادن؟؟؟؟؟
مامان آرام
پاسخ
مرسی چرا شاد نباشن زهرا؟؟؟ همه چی آرومه بایدم شاد باشن خخخخ
بهار مامان رومینا
27 بهمن 92 16:55
تغییر وتحولات خونتون مبارک باشه آرام جون.واقعا آدم نیاز به تغییر داره. پس آمیتیس هم حسابی شیطون شده.نازی خاله جون.
مامان آرام
پاسخ
مرسی بهار جون امیتیس وروجک شده رفته پی کارش
تهمین.
27 بهمن 92 20:00
به به چه روزهای پر کاری عید چه زود اومد خونتون خاله ما که هنوز فرشامونو ندادیم بشورن اوووووووووووووف شیطنتت تو حلقممم خاله
مامان آرام
پاسخ
عیدمون عجله داشته خاله ما نیز فرش ندادیم بشورن فعلا هم نمیدیم چون موقع گندکاری امیتس ه و نمیخوام هی بکن نکن کنم بهش
سعیده، مامان هومان
28 بهمن 92 0:56
مبارک باشه ... ای جانم چه می کنه این دخمل نازک ناز نازی ...شاد شاد باشید
مامان آرام
پاسخ
مرسی خاله جون
مریم مامان سام
28 بهمن 92 18:13
رویه مبلاتو که قبلن گفته بودم مبارک باشه اما قضیه شومینه رو نفهمیدوم چیه یعنی شومینه کلن ترکید اومد پایین یعنی با گردو خاک و اینا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با مرضی اشتی کردنت هم مبارک ولی ارام ادمای خوبین قبول کن امیتیس و ببوس
مامان آرام
پاسخ
تو که دیدی شومینه مونو ... شکل هرم ه ... یکی از دیواره هاش اومد پایین ... خرابی خیلی نداشت گرد و خاک و از این قبیل ولی خوب بعدش که مرتضی هوس کرد خودش درستش کنه همه ی خونه رو خاک برداشت خخخخ الانم که نصفه مونده! چون نمیتونه همون سنگهای شکسته شده رو وصل کنه و میگه باز میفته هههه خوبی از مادرشوهر خواهرشوهر خودته خخخخخ
ainaz
29 بهمن 92 18:54
به به به چه روووزای پرباری ی ی وااای کار شومینه خیلی سخته ه ه عشق خاله هم روز به روز شیطون تر و خوردنی تر میشه لباسا هم موبارکت باشه آمیتیس بااااانوی نااااز رویه مبلام مووووبارک آرامیتنوع خیلی ی ی خوووبه انشالا همیشه روزای خوبی داشته باشین
مامان آرام
پاسخ
والا فعلا پا در هوا مونده! ایشالا درست میشه صد سال اینده مرسی خاله